اجزاء تشکیل دهنده ی جهان
١ . ستارگان : گوی های بزرگی از گاز بسیار متراکم و بسیار گرم ، که به واسطه ی نورشان می درخشند . دمای سطح آنها به طور متوسط چند هزار درجه ی سانتیگراد است و در مرکز چیزی در حدود چند صد برابر این عدد . به طور مثال دمای سطح خورشید که یک ستاره ی متوسط محسوب می شود تقریباً شش هزار درجه ی سانتیگراد است .
در این دما ، ماده نمیتواند به صورت جامد یا مایع وجود داشته باشد ؛ بنابراین تمامی ستارگان از گاز های بسیار متراکم تشکیل می شوند . علت چگالی بسیار زیاد گازهای ستاره ای ، فشار بسیار زیاد محیط داخلی ستاره است ، به طوریکه جرم یک تکه از آنها به اندازه ی توپ گلف ، چندین تن خواهد بود .ستاره ها در فضا حرکت می کنند ، اما حرکت آنها به آسانی مشهود نیست و جند هزار سال طول میکشد تا در آسمان تغییر مکان دهند و حرکتی که ما از روی زمین مشاهده می کنیم در واقع حرکت نیست ، بلکه گردش زمین به دور خود و خورشید باعث می شود تا ستارگان را متحرک ببینیم . در واقع به ستارگان ثوابت می گویند ، زیرا حرکت آنها در طول چند صد سال هم قابل مشاهده نخواهد بود .
٢ . سحابی ها : سحابی ، ابر وسیعی متشکل از غبار و گاز است . گازهایی که بر خلاف گازهای میان ستاره ای بسیار رقیق اند و دمای آنها نیز بسیار کم است . سحابی ها به علت نور خودشان تابش ندارند بلکه بر اثر نور ستارگان مجاور خودشان نورانی دیده می شوند . به همین علت در اکثر موارد به ستاره ای محو و ابری شباهت دارند . به شکل آنها فقط با دوربین های دوچشمی بزرگ و تلسکوپ ها میتوان پی برد .
٣ . سیارات : اجرام تقریباً کروی و جامد و بزرگی هستند که به دور ستاره ای می گردند . ( مثلاً زمین به دور خورشید )
همه ی سیارات به نسبت ستاره ها سرد محسوب می شوند و بازتاب نور ستاره باعث مرئی شدن آنها می شود .سیاره ها در نگاه اول با ستاره تفاوتی ندارند اما با استفاده از چند نکته می توان به راحتی آنها را از ستاره ها تفکیک کرد :
الف . نور سیارات پایدار است ولی نور ستاره ها هم از نظر رنگ و هم از نظر روشنایی تغییر می کند و باعث میشود که ما ستارگان را چشمک زن ببینیم در حالی که سیارات چشمک نمی زنند .
ب . حرکت سیارات در آسمان به راحتی قابل مشاهده است و اصطلاح سیاره نیز به همین علت به کار میرود ( سیاره به معنی سیر کننده و حرکت کننده است ) در حالی که ستارگان در جای خود تقریباً ثابت اند .
پ . سیارات در تلسکوپ مانند یک قرص کوچک دیده میشوند اما ستارگان در بزرگترین تلسکوپ ها هم به صورت نقطه دیده می شوند .
ت . سیارات را در مکان های مخصوصی از آسمان می توان دید در حالی که ستاره ها در همه جای آسمان دیده می شوند
۴ . سیارک ها : سیارک ها اجرام جامد کوچک و با شکل نا منظم اند که به دور ستاره ها می گردند و تفاوت عمده ی آنها با سیاره در اندازه ی آنهاست .بعضی اوقات به آنها ستاره ی صغار یا کوچک و یا سیاره ی خرد نیز می گویند .
بزرگترین سیارک سرس ( Ceres) نام دارد که قطر آن ٨٠٠ کیلومتر است ولی قطر بقیه ی سیارک ها در حدود سه چهار کیلومتر یا کمی بیشتر است .سیارک ها هم با بازتاب نور ستاره ها دیده می شوند ولی به علت کوچک بودنشان و بازتاب بسیار کم آنها را فقط با تلسکوپ میتوان دید .
۵ . قمر : قمرها هم به نوعی سیاره اند با این تفاوت که سیاره به دور خود و ستاره می گردد ولی قمرها هم به دور خود هم به دور ستاره و هم به دور یک سیاره می گردند ، مانند ماه که به دور زمین می گردد .
۶ . دنباله دار ها : کره ای نورانی ( که به آن رأس هم می گویند ) که به استوانه یا مخروطی ( که به آن ذنب می گویند ) متصل است . به دنباله دار ها به اشتباه ستاره ی دنباله دار می گویند ، در حالی که ستاره نیستند . رأس دنباله دار گاهی به اندازه ی خورشید نیز بزرگ است اما به علت فاصله ی زیاد کوچک دیده می شود . با چشم غیر مسلح شاید بتوان در طول عمر خود دو سه عدد دنباله دار دید ، البته اگر خوش شانس باشید . اما با تسکوپ هر شب میتوانید تعدادی از آنها را ببینید . با این که دنباله دار ها ثابت به نظر میرسند اما در حقیقت سرعتشان در حدود چند صد کیلومتر در ثانیه است .
٧ .شهابواره : اجسامی به اندازه ی ته سوزن که در فضا حرکت می کنند . گاهی هم جذب زمین میشوند و با برخورد به جو می سوزند . غبار حاصل از سوختن شهابواره ، به زمین سقوط می کند که به آن شهاب سنگ می گویند ؛ در بین مردم اصطلاح شهابواره با شهاب سنگ تفاوتی ندارد اما در اصطلاح نجومی این دو متفاوتند .
نظرات ()تاریخچه ی نجوم
تاریخ نجوم را به سه دوره می توان تقسیم کرد :
دوره ی زمین مرکزی ، دوره ی کهکشانی ، دوره ی کیهانی
الف . دوره ی زمین مرکزی :
منجمان نخستین معتقد بودند که زمین در مرکز جهان قرار دارد و خورشید و ماه و ستارگان به دور زمین ساکن می گردند . با اینکه در این دوره مطالعه ی نجوم به صورت علمی نبود اما کشف های برجسته ای هم صورت گرفت ؛ تقویم دقیقی تدوین شد ، دایرة البروج تعیین شد و دوره ی کامل خسوف ها و کسوف ها تعیین شد .
در این دوره به حرکت وضعی زمین – یعنی حرکت به دور خود – هم کشف شد . دوره ی زمین مرکزی توسط دانشمند بزرگ قرن شانزدهم نیکولائوس کوپرنیک ( Nicolaus Copernic ) برای همیشه به تاریخ پیوست .
ب . دوره ی کهکشانی :
برخلاف عقیده ی اکثر مردم که فکر می کنند گالیله اولین کسی بود که ثابت کرد زمین به دور خورشید می گردد ، باید گفت که اولین نفر کوپر نیک بود . کوپرنیک نشان داد که زمین نه تنها مرکز جهان نیست بلکه فقط یکی از سیاراتی است که به دور خورشید می گردد .همچنین مشخص شد که که زمین منحصر به فرد نیست و سیاره ای کاملا ٌ معمولی با طرز حرکت معمول و طبیعی است . نجوم پیشرفت های خود را در قرن شانزدهم تا پایان قرن نوزدهم مدیون رصدکنندگان دقیقی مانند تیخو برائه ( Tycho Brahe ) و استفاده از تلسکوپ برای رصد توسط گالیلئو گالیله ( Galileo Galilei ) در سال ۱۶۱۰ ( توجه داشته باشید که گالیله مخترع تلسکوپ نیست و ابتکار او این بود که بر خلاف مردم که در ابتدا از تلسکوپ مانند دوربین استفاده می کردند او از این وسیله برای مطالعه ی آسمان استفاده کرد . ) و قوانین حرکت سیارات توسط یوهانس کپلر ( Jihannes Kepler ) و قانون گرانش عامّ سر آیزاک نیوتون (Sir Isaac Newton) است .
پ . دوره ی کیهانی :
در این دوره مشخص شد که کهکشانی که ما در آن زندگی می کنیم یکی از میلیاردها کهکشان موجود در این عالم است . دکتر آلبرت اینشتین ، کیهانشناسی و اختر فیزیک را با نظریه ی معروف نسبیت متحول کرد .
نظرات ()